قطره

شنبه ۲۳ آوریل ۲۰۱۱

آخرین نامه مکس هاروویتز به ماری دینکل

مری عزیز ؛
بعنوان یک نشانه از اینکه تورا بخشیدم به ضمیمه نامه کلکسیون کامل نوبلت ها را برایت فرستادم
وقتی کتابت بدستم رسید احساسات درونم جوری بودند که انگار گذاشتمشون در ماشین لباسشوئی و دارند بهم میخورند ، درست احساسی را داشتم که یکبار اتفاقی لبهامو بهم منگنه کردم.
تورا بخاطر این می بخشم که کامل نیستی ، تو هم ناکاملی مثل من ، مثل تمام انسانها که کامل نیستند ،مثل اون گدائی جلوی آپارتمان من که خیابان را کثیف می کند.
وقتی جوان بودم دوست داشتم هر کس دیگری باشم بجز خودم.
دکتر برناردهازلهاف گفت: اگر توی یک جزیره وسط دریا بودی مجبور میشدی به همنشینی با خودت عادت بکنی ، فقط تو و نارگیلها ! او گفت که باید با خودت کنار بیای با تمام عیب ها و نقصها !
ما خودمون نیستیم که عیب و نقص را انتخاب میکنیم ، آنها بخشی از وجود ما هستند. باید باهاشون کنار بیاییم . اگر چه دوستانمان را میتوانیم انتخاب کنیم و من خوشحالم که تو را انتخاب کردم.
دکتر برنارد هازلهاف میگوید : زندگی هر کس مثل یک راه بی نهایت است، بعضی ها صاف و آسفالت شده و بعضی ها مثل راه من پر از شکاف و پوست موز و ته سیگار هستند. راه تو هم احتمالا مثل راه من است البته با شکافهای کمتر.
امیدوارم یک روزی راه ما به هم برسد و بتوانیم با هم شیر غلیظ شیرین بخوریم ، تو بهترین دوست من هستی ، تو تنها دوست من هستی !
دوست نامه نویس تودر آمریکا
مکس جری هاروویتز

0 نظر:

ارسال يک نظر

اشتراک در نظرات پيام [Atom]



<< صفحه اصلی